چریکت

193 روز پیش

به‌نام یگانه برنامه‌نویس هستی

این روزها تجربیات جدید و متفاوتی رو دارم کسب می‌کنم که جای بسی خرسندی داره. البته اتفاقاتی که منجر به کسب این تجربیات میشه جای ناراحتی و نهایتش هم یه سری چرای بی جواب باقی می‌مونه. چراهای بی جوابی که این روزها متاسفانه در حال افزایش هستند!

سه سال پیش تقریبا ۱۳۹۳ بود که من و همسرم تصمیم گرفتیم بعد از ازدواج شهر محل سکونتمون رو تغییر بدیم و بعد از کلی بحث و بررسی نهایت قم شهر انتخابی ما شد. شهری که نمک گیرتون میکنه:)

همرمان با این تغییر مکان کار روی یه سری پروژه که چندسالی مونده بودن و قرار بود با دوستانم انجام بدم رو شروع کردم و سال اول رو با توسعه‌ی اون گذروندم. در همون زمان‌ها یه شرکت ثبت کردم تا بتونم واسه ادامه کار امور قانونی مربوطه رو از اون طریق انجام بدم. سال دوم با توجه به اینکه دوستانم هر کدوم به دلایلی نمی‌تونستن بهم تو پیشرفت پروژه‌ها کمک کنن و بخشی از انرژیم رو هم باید روی کسب درآمد از طریق کار آزاد میزاشتم و علاوه بر این چون به آینده کارم اطمینان داشتم و نیاز به نیروی متخصص و مثل همیشه کمبود نیرو بیداد می‌کرد، به این نتیجه رسیدم که یه عده رو آموزش بدم تا بتونم در آینده ازشون استفاده کنم و کمک دستم توی آینده کاری باشن.

برای من که تقریبا از دوره دبیرستان تجربه آموزش اونم به سبک‌های مختلف رو تجربه کرده بودم، این‌بار باید طوری برنامه‌ریزی می‌کردم که سبک آموزشی زمان زیادی رو تلف نکنه و از طرفی هم بتونه موثر باشه. این دوره از پایه و از اصول اولیه شروع میشد و به سمت وب میرفت و بعدش هم به تخصص در یکی از شاخه‌های وب منتهی میشد. این شد که اسم این دوره رو ساده و سریع گذاشتم و افرادی که در این دوره هستن رو هم به دلیل اینکه این آموزش سطح بالا و سختی‌های زیادی داشت از ترکیب دو کلمه چریک و آی‌تی به مخفف چریکت رسیدیم که البته اوایل جنبه سرگرمی داشت و پیشنهادی بود که در نهایت هم تا آخر این نام برای این افراد انتخاب شد.

و اما افراد حاضر در این دوره با نگرش‌ها و اهداف مختلف و با سطح سواد اولیه متفاوت وارد شدند. تنها پیش نیاز ما برای ورود توانایی روشن و خاموش کردن کامپوتر اعلام میشد و جنبه شوخی داشت. یعنی اصلا نیاز به سواد اولیه کامپیوتری نداشتیم. در ابتدای امر قراردادی امضا میشد که مطابق اون بطور خلاصه روند قرارداد کلی به ترتیب زیر بود.

  • ۲۰۰ ساعت آموزش
  • ۸۰۰ ساعت کارآموزی
  • ۵۰۰۰ ساعت کار با دستمزد از پیش تعیین شده با افزایش پلکانی در هر ۱۰۰۰ ساعت

از ابتدا هم مشخصا بیان شده بود که ۲۰۰ ساعت برای آموزش به این دلیل درنظر گرفته شده که در دوره کارآموزی نیز بخش زیادی نکات و روش‌های کار آموزش منتقل خواهد شد. هم‌چنین علاوه بر این در دوره کاری نیز تجربیات کاری به شخص افزوده خواهد شد و مسلما هزار ساعت برای ساخت یک متخصص باتجربه کافی نیست و پس از طی زمان بیشتر تجارب بیشتر کسب می‌شود که با علم به این نکته آموزش رو شروع کردم. صحبتی که به دفعات برای این بچه‌ها گفتم درباره این بود که من حتی روی اون ۵هزار ساعتی که تو قرارداد ذکر شده هم فکر نمیکنم و به بعد از این قرارداد فکر دارم و نهایتا در این بازه شاید ۲۰ درصد انرژی مفید از اون‌ها بتونم بگیرم و مابقی به کسب تجربه برای خودشون خواهد بود.

شاید با شنیدین ۵ هزار ساعت مثل خیلی‌های دیگه شما هم فکر کنید این مدل بیگاری بوده ولی برای روشن شدن این نکته علاوه بر انتشار جزئیات قراردادشون، توضیحاتی رو درباره اون اعلام میکنم. یک کارمند عادی ماهانه ۱۹۲ ساعت کار میکنه که برای توسعه دهنده‌های وب این میزان معمولا بیش از این هست. برای محاسبه راحت‌تر ما عدد ۲۰۰ رو برای هر ماه درنظر میگیریم. با این فرض ۵ هزار ساعت در ۲۵ ماه به اتمام میرسه و این یعنی دو سال و یک ماه. حتی اگه حدود ۱۶۰ ساعت در ماه هم حساب کنید در دو سال و نیم این دوره تعهد به پایان میرسه.

و اما درباره هزینه دریافتی بابت این مدت زمان. پیش از بررسی هزینه دریافتی این نکته رو یادآور میشم که بعد از ۱۰۰۰ ساعت آموزش و کارآموزی، اون شخص یه تازه کار به معنای واقعی در حوزه وب خواهد بود بدون هیچگونه تجربه کاری. با توجه به روند توسعه و به اصطلاح تورم، هزینه از ۵ هزار تومان در هزار ساعت اول کار شروع شده و در هر هزار ساعت بعدی، هزار تومان افزایش داشت. یعنی در هزار ساعت آخر هزینه هر ساعت کار ۹ هزار تومان محاسبه میشد. برای مقایسه می‌تونید تو جدول زیر با حقوق کارگر در این سال‌ها مقایسه کنید که در سال ۹۵ حقوق هر کارگر در ساعت حدود ۳۶۰۰ تومان و در سال ۹۶ حدود ۴۲۰۰ تومان بود. یعنی قیمت تعیین شده در سال ۹۵ از کف قیمت دریافتی هر کارگر حدود ۳۸ درصد بالاتر بود و این نکته رو هم توجه داشته باشید که این‌ها مشروط بر تکمیل دوره تعهد، برای آموزش هزینه‌ای پرداخت نمی‌کردند. فایل کامل قرارداد رو درصورت کنجکاوی میتونید از طریق لینک زیر دانلود کنید!

دانلود کنید

قرارداد چریکت‌ها

دانلود با حجم ۶۵۷ کیلوبایت

 

با این حساب آموزش ما با پذیرش نهایی ۶ نفر شروع شد. به مرور چند نفر حذف شدند و در نهایت ۴ نفر دوره اول رو پاس کردند. به‌نظرم اواخر دوره دوم مجدد یک نفر حذف شد و سه نفر باقی موند. این سه نفر دوره آموزشی و کارآموزی رو به اتمام رسوندن و هزار ساعت اول خودشون رو پاس کردن و شروع به کسب درآمد کردن. همونطور که پیش‌بینی میشد و از ابتدا مشخص بود ساعات اول حضور اون‌ها به دلیل عدم تجربه اثربخشی بسیار پایینی داشت و در حقیقت و به‌طور موثر در ساعات اول هیچ باری از روی دوشم برنداشتن. بعد از دوره آموزش هرکدوم از اون‌ها بسته به توانشون ساعاتی حضور داشتن و همین باعث شده بود که توی بازه‌هایی از زمان از هم پیشی بگیرن توی حضور به عبارت دیگه بعد از حدود ۲۰۰ ساعت اول که بخشی از اون در بین دوره کارآموزی بود، هرکسی بسته به توان خودش حضور پیدا میکرد. مقادیر ارائه شده تو جدول زیر برای ۴ماه هست.

مرداد شهریور مهر آبان
۰ ۱۱۲ ۱۳۳ ۱۱۲
۲۰ ۱۴۹ ۱۷۹ ۱۰۴
۵۸ ۱۸۶ ۸۲ ۱۶۳

احتمالا با دیدن اعداد بالا سوال پیش میاد که چرا اینقدر کم! بعد از چند ماه آموزش فشرده و سختگیری تمام و کمال، برای تابستون بهونه‌هایی برای مسافرت و … شروع شد. برای اینکه یه تستی روی این‌ها داشته باشم آگاهانه به مدت حدود سه ماه هیچ آموزشی توی تابستون براشون نذاشتم و از امتحانات ترم کلاس تموم شد. هیچ‌گونه تماسی هم باهاشون برای حضور برقرار نکردم. این شد که اولین مساله نمایان شد. خیلی قشنگ سه تاشون توی اون چندماه تقریبا هیچ حضوری نداشتن. همونطور که تو جدول بالا میبینید مرداد ماه مشخصه و این درحالی بود که من توی این مدت تمام وقت تو شرکت حضور داشتم و در دسترس بودم. ماه‌های بعدش هم به دلایلی هم‌چون کلاس دانشگاه و تفریح و مسافرت و … حضور تمام وقت نداشتن و نوسان حضورشون توی جدول کاملا مشخصه.

علاوه بر این بماند که داستان‌هایی برای هرکدوم در این مدت داشتیم و تمام تلاشم رو کردم که بتونم کمک لازم رو به هرکدوم انجام بدم و از طرفی هم تو بازه امتحانات دانشگاه‌هاشون کاملا کلاس تعطیل میشد تا یه موقع به برنامه درسی معمولشون هم فشار وارد نشه. توی این مدت میتونم بگم که حتی به مسافرت‌هاشون هم خللی وارد نشد!

بعد از اتمام کامل آموزش، حدود پاییز زمستان ۹۵ پرداخت حقوق شروع شد. روزهای خوب در پیش بود. به امید اینکه مزه پول زیر زبونشون بره و هرچه زودتر تلاششون رو بیشتر کنن برای طی کردن سریع‌تر روند پیشرفت و موفقیت ولی این هم چاره کار نبود و پول هم نتونست تحرک کافی رو براشون داشته باشه و همین نوسان حضور توی بازه دریافت حقوق هم دیده میشد و حتی بعضا شدیدتر، با مشکلات جدیدی که پیش از اون نبود یا شاید نمایان نبود.

و…

در نهایت مدتی است که هر کدوم به دلیلی رفتند و با هزاران افسوس امروز مجبور شدم برای سفته ضمانت آخرین نفرشون رو به اجرا بزارم. اینکه چرا به اینجا کشیده شدیم بحث مفصلی داره که شاید تو یه فرصت مناسب دیگه این مطلب رو آپدیت کنم ولی نهایتا اینجا پایان کار چریکت‌ها بود.

the-end

به پایان آمد این دفتر، حکایت هم‌چنان باقیست…

  1. علیرضا پیر پاسخ

    مشکل نیروی درست حسابی و پایِ کار، یک مشکل اساسی برای همه ماهاست.
    متأسفانه با حجم عظیمی از افرادی روبرو هستیم که صرفا از بیرون به یک چیز علاقه مند هستن، و فقط دوست دارن تا یک حدی که به باقی مسائلشون آسیبی نرسه کار کنن و تخصص کسب کنن در اون زمینه.
    در حال راه اندازی روند مشابهی در یکی از دانشگاه های کشور هستیم، صحبت های شما باعث شد بیشتر فکر کنم در موردش.

  2. سارا پاسخ

    واقعا قدر ندونستن. آیا دیگه کارآموز قبول نمیکنید آقای عوض زاده؟

  3. فرهاد پاسخ

    تست

  4. فرهاد پاسخ

    تست ۲